أحمد بن حامد كرمانى
51
تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )
ميخواست كه عهد ائتلاف بر جاى [ به ] دارد . سوگند خوردن و زر گرفتن و رفتن يكى بود . [ و ] اتابك را ( حواشى و خواصّ او ) بر آن ميداشتند ( و ميگفتند ) كه [ آيا ] بمجاهدت يا [ بر ] غفلت شرّ اين ترك كفايت ميتوان « 1 » كرد ؟ و اتابك ( يا ) از كمال عقل يا ( از ) ضعف دل ( و وفور جبن طبيعت ، ) خود را با اين سخن نميداد و بفرط وقار و ترّصد فرج بحسن « 2 » انتظار لباس تجلد ميپوشيد و كاس تصبر مينوشيد ، تا كار به جائى رسيد كه منصب دادبكى و يك نيمهء شحنگى از وى فروگشادند و بطرمطى داد [ ند ] و اتابك درين باب شكايت « 3 » بسمع ملك نرسانيد و راه مضايقت برفت « 4 » كه پادشاه اگرچه غافل « 5 » بود و از نباهت ( و ) خمول امراء دولت فارغ آخر زحمت « 6 » و شوكت طرمطى بعد از [ آنكه ] يكسواره « 7 » و تنهاروى ، مىديد و مىدانست كه همه خيل ( و حشم ) اتابكند كه پشت بر كعبهء شكر كردهاند و روى به بتخانهء غدرآورده و بر آن خاموش ميبود . ( چون ) هواى آن « 8 » زمستان سنهء احدى و ستين ، آغاز سردگوئى [ كرد و بناى ] ترشروئى نهاد ، عزم جيرفت كردند . طرمطى بقاعده « 9 » عدّت وافر و عدد كثيف و اتابك با هيأتى نازل و حالى ضعيف . [ و ] اهل جيرفت روى بقبلهء اقبال طرمطى آوردند و هرطرف و تحف و لطايف نعم كه ساخته و پرداخته بودند بسراى طرمطى كشيدند . ( گفتار در ذكر ابتداى نقض ميثاق و هدم بنيان يگانگى ميان پادشاهان دوگانه در هنگام مقام جيرفت . ) از جانب بم مخايل نقض عهد و دلايل نكث ميثاق ظاهر ميشد و گريختن و آمد شد غلامان از جانبين « 10 » موجب تغير خواطر و تشويش ضمائر [ و ] در مبدأ مصالحت ادمش ( كه غلامى بود ) از غلامان مؤيد الدين با چند غلام از ملك ارسلان گريختند « 11 » و ببهرامشاه پيوستند « 12 » و ببم شد [ ند ] ( و ) چون شاخ خلاف [ به ] برآمد ادمش اظهار ( بر ) رجوليت را ، خواست كه تاختنى در صميم زمستان ، ببردسير كند و آنوقت ربض بردسير معمور بود و مسكون و مردم بسيار « 13 » و تجار و غرباء اطراف با اموال
--> ( 1 ) ميتوانى . - ( 2 ) بحين . - ( 3 ) شكايتى . - ( 4 ) نرفت . - ( 5 ) عاقل . - ( 6 ) قوت . - ( 7 ) سوارى . - ( 8 ) هواى زمستان سنه 561 . - ( 9 ) با عدتى وافر و عددى كثيف . - ( 10 ) جوانب . - ( 11 ) گريخته . - ( 12 ) پيوست و با بم شد . - ( 13 ) از تجار .